|
نجواهای من تمام حقوق اين نوشته ها براي اينجانب کامران منظم محفوظ است و تنها در صورت ذکر ماخذ و نام وبلاگ و شاعر، انتشارش بلامانع است و غیر از آن حق پیگرد قانونی برای نقض حقوق مولف را بر خود محفوظ می دارم.
| ||
|
سال 1390 - تکه شعری بی تو
بی تو خاموش ترین سایه در ننگِ سرنوشت راهِ خودش را گرفت و رفت...
چراغ آویزِ هیچ پنجره نیست...
کوچه ها بن بست تیرک ها بی فانوس...
شبِ بی تو تکریمِ تاریکی و کوری ست...
دلتنگِ تو یعنی خیلی تنها...
دست و دل خالی و یخ زده در غربتِ سفر...
خوابِ نیمه جان در شبِ مخوف با بغضِ پُر شکنِ زمزمه های اندکِ این شبانه های معصومِ کمرنگ شکست در ترددِ سرد ِتنهایی من...
دلتنگِ تو یعنی خیلی تنها... .* 1390 [ چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٢ ق.ظ ] [ کامران منظم ]
سال 1390 - شعر 01
اشکی نریخت پاییز در بیتوته ی یلدایی زمستانِ خالی و جان داد بهارانِ مغبون، به لالایی رگبارانِ عجولش در خاکِ خفته ی نو رسیده ی مسلول.
رازِ رفتنِ مرا به عابرانِ عاشقی بگو که غبارِ هیچ آشنایی در امتدادِ جاده، بر تنِ ساده و گیسوانِ پریشان شان ننشست.
تنها ترین درختِ این برهوتِ لبخند کُش اسیرِ سوزِ آفتاب ست در بی سایه گی آب.
سکوت می کنی... دل، تا بیتاب ترین ترانه ی عشق در التهابِ پینه بسته ی پرسشِ مکررِ بود یا نبودنم بی تو و بی جواب سوخت.
گم شد غروب در نجوای گنگِ شکلاتِ داغ و قهوه ی غریب.
در کوچه های نیمه آشنای گذشته ی خیس شبِ نا مُراد، پرکلاغی ماند تا انتظارِ خفه ی فرو بستنِ دمم مدام.
فردا در لَختی غروبِ غم انگیز جولانِ بی طعمِ ماتمِ سیاه بی تو می چکد در پرسه های پریشنده ی تنهایی و راز... .* سال 90 [ یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٦ ب.ظ ] [ کامران منظم ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||